هـــمـدلـی از هــمز بانـی بهـتر است

 
 
عاشورا؛ مبنا و معنای حیات
موضوع : | | ادامه مطلب...


عاشورا؛ مبنا و معنای حیات

 

 عاشورا فصل بازاندیشی حیات است و برخلاف این باور که عاشورا را با «مرگ» و «نابودی» گره‌خورده می‌پندارد؛ در عاشورا این زندگی است که خود را در هیئتی نو و با آرایه و پیرایه‌ای تازه و با تار و پودی از جنسی دیگر می‌نمایاند. عاشورا نمایش زندگی با بازیگرانی هدفمند و برای قدسیت بخشیدن به حیات و جهت‌دهی آن در سمت‌وسویی آسمانی و متعالی است. عاشورا مشق مرگ نیست؛ بازیابی معنای حیات در تمامی ابعاد سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی آن است که تنها با مرگ‌آگاهی و مرگ آگاهانه و انتخاب شده‌ی زنده‌ترین و بیدار‌ترین وجدان‌های آگاه و آزاد نسل انسان در درازنای تاریخ، صورت بسته است؛ زیرا آنچه در عاشورا اتفاق افتاد، هستی‌آفرینی از مرگ بود، نه هستی را به مرز مرگ و نیستی بردن، و اگر ما این مفهوم را فهم نمی‌کنیم برای آن است که مردگان، نه قادر به درک طعم و تطور معنا و مبنای زندگی‌اند و نه توانایی مواجهه با مرگ را دارند.

 

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : پنجشنبه 25 آبان1391
زمان : 15
بندگی و سبک‌باری
موضوع : |


بندگی و سبک‌باری

 

صبح امروز، هنگام نگاه کردن به گل‌های آفتاب‌پرست (آفتابگردان) حیاط خانه‌ی مان که دیگر سنگین و سرافکنده شده‌اند؛ به این نتیجه رسیدم که تنها با «سبکباری» است که می‌توان «بندگی» کرد.

آفتاب‌پرست (آفتابگردان) همین که سر از خاک بر می‌کند، چیزی در سر ندارد که سنگین و وابسته و زمین‌گیرش کند. برای همین است که همواره سر در کار پرستش آفتاب دارد و از صبح تا غروب، عاشقانه و بی‌ملال، پایاپای آن، به سمت مشرق و مغرب و میانه‌ی آسمان، می‌چرخد و در این چرخش مدام و گسست-ناپذیر، حتا در روزهایی که آسمان را پرده‌ی سیاه و ضخیمی از ابر پوشانیده است، همانند «آفتاب‌نما»یی دقیق عمل می‌کند.

اما به مرور و پس از آنکه طعم زمین و جاذبه‌های حیات زمینی، کام آفتاب‌پرست را به گوارایی می‌نوازد و به تدریج و با تغذیه از نور و حرارت همین آفتاب، گل از گلش می‌شکفد و تبدیل به دانه‌هایی می‌شود که فرصت سرچرخاندن (شما بخوان سرخاراندان) پرستش‌گرانه را از او می‌گیرد؛ دیگر نشانی از پرستش‌گری پیشین گل آفتاب‌پرست نمی‌توان یافت. آفتاب‌پرست، اکنون به تمام معنا زمین‌گیر شده است. به گونه‌ای که زمین‌گیری را حتا در تغییر ساختار فیزیولوژیک آن می‌توان دید:

آفتاب‌پرست، درحالی که پیش از گل دادن، سر به سمت آسمان دارد و همراه با معبود خود، آفتاب، به شرق و غرب در چرخش اطاعت‌گرانه و منقادانه و غیر نقادانه است؛ پس از به گُل نشستن (شما بخوان به گِل نشستن) شدیدا به سمت زمین متمایل می‌شود و دیگر نه امکان و نه اشتیاقی برای سر ساییدن درآسمان ندارد.

جالب اینکه پس از این مرحله، به تعداد گل‌های آفتاب‌پرست، «جهت» نیز وجود دارد به گونه‌ای که حتا همه‌ی آن‌ها به سمت واحدی نیز خم نمی‌شوند؛ زیرا هرکدام، متناسب با باری که بردوش دارد به سمتی متمایل می‌شود. یعنی اینکه در اینجا این منافع وجودی آنهاست که برای خم شدن شان مسیر تعیین می‌کند. درست همانند ما انسان‌ها که در همه‌چیزمان از منافع مان ترازو می‌گذاریم نه از ایمان و یا دست‌کم آگاهی دینی مان.

آیا از این آیه‌ی تکوینی خدا نمی‌توان نتیجه گرفت که به هرمیزانی که بار دلبستگی ما به دنیا و بهره‌ی مان از متاع آن بیشتر و سنگین‌تر می‌شود، از خدا و بندگی او نیز دور‌تر می‌شویم؟

چرخه‌ی حیاتی گل آفتاب‌پرست، نسبت و وضعیت انسان و خدا را به خوبی تبیین می‌کند.

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : جمعه 17 شهریور1391
زمان : 11
زبان خانه‌ی وجود نیست
موضوع : | | ادامه مطلب...


زبان خانه‌ی وجود نیست!

درنگی در دستور رئیس جمهور برای دگرگونی زبان علمی

 

رئیس جمهور در سمینار سه‌روزه‌ی «اعلام فراخوان ملی برای اصلاح نظام آموزشی و کاریابی» در کنار آنکه خواستار بِه‌سازی و اصلاح سامانه‌ی آزمون ورودی دانشگاه‌ها در کشور شد، بر نیروافزایی و تقویت زبان‌های خارجی و نیز بر آموزش دادن به زبان انگلیسی، فرانسه و آلمانی در دانشکده‌های طب و انجنیری تأکید کرد.

برخی از آگاهان، این کنش رئیس جمهور را مخالفت با زبان فارسی و ناشی از نوعی تعصب و ستیهندگی آگاهانه‌ی او با زبان رایج علمی در کشور خواندند و فرا‌تر از این حتا شماری از آنان، ایشان را به خیانت ملی متهم کردند. (عزیز بختیاری در گفتگو با خبرگزاری جمهور)

دستاویز و ابزار توجیه رئیس جمهور برای بایستگی دگرگونی در زبان علمی، پیشرفت‌هایی است که در هند و پاکستان در زمینه-ی علوم پزشکی و مهندسی فرادست آمده است؛ اما همچنانکه می‌دانیم این تنها یک پندار است و پایه‌ی علمی و تاریخی ندارد؛ زیرا بسترهای علمی و فرهنگی ما غیر از آن چیزی است که در هند و پاکستان وجود و جریان دارد. در این دو کشور، زبان انگلیسی زبان زندگی مردم است و آنان به دلیل ناتوانی زبان ملی و مادریشان (اردو و پشتو) ناگزیرند به دامن زبانی بیگانه درغلتند.

به بیان دیگر، انگلیسی در هند و پاکستان صرفا زبان علمی دانشگاه‌ها نیست؛ بلکه زبان کوچه و بازار هم هست، حتا فرا‌تر از آن، این زبان در این دو کشور، در اصل، از کوچه و بازار وارد دانشگاه‌ها شده است، نه اینکه نیاز علمی در دانشگاه‌های این دو کشور، انگلیسی را به ذهن و زبان مردم در کوچه و بازار منتقل کرده باشد. یعنی‌‌‌‌ همان چیزی که انگلیسی را در این دو کشور، زبان رسمی ساخته است.

اما در افغانستان قضیه کاملا ناهمسان و ناهمسو با شرایط هند و پاکستان است. در تمام تاریخ این مرز و بوم، فارسی زبان علم و دین و هنر و ادبیات و عرفان و فلسفه و کلام و تفسیر بوده و به دنبال ورود هنجار‌ها و سامانه‌های آموزش غربی به کشور، زبان علم و ساینس و تکنولوژی معاصر هم شده است. این بدان جهت است که فارسی از دید ظرفیت و توانایی زبانی، هم غنی و پرمایه است و هم انعطاف‌پذیر و همایند با مقتضیات مدرن زمان.

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : یکشنبه 11 تیر1391
زمان : 15
از سر پیمان گذشت بر سر پیمانه شد!
موضوع : | | ادامه مطلب...


12.00

از سر پیمان گذشت بر سر پیمانه شد!

نگاهی به تأیید پیمان استراتژیک در مجلس نمایندگان افغانستان

 

تأیید بی‌چون و چند توافقنامه‌ی راهبردی در مجلس نمایندگان، از مواردی بود که برای بسیاری از مردم و تحلیلگران سیاسی مایه‌ی حیرت و تعجب شد. درحالی که انتظارمی رفت بحث و تبادل نظر پیرامون پیمان راهبردی میان افغانستان و امریکا زمان زیادی را در مجلس نمایندگان به خود اختصاص دهد؛ اما این سند راهبردی به صورت غیر منتظره‌ای در آغاز هفته‌ی گذشته، بدون آنکه در فضای باز و عمومی مجلس، مورد نقد و بررسی قرار گیرد؛ تنها به کمیسیون‌های هجده گانه‌ی مجلس فرستاده شد و در ‌‌‌‌نهایت با این ادعا که مواد و مفاد این پیمان، مورد تأیید اعضای کمیسیون‌ها بوده است، در یک رأی-گیری علنی به تصویب رسید.

از نظر برخی از نمایندگان، بحث بر سر موافقتنامه‌ی استراتژیک با امریکا ضیاع وقت بوده و ارزش آن را نداشته است که وقت گران‌بهای نمایندگان را به خود اختصاص دهد.

پرسش اینجاست که اگر پیمانی تا این مایه مهم که ارتباط مستقیم با چگونگی حیات سیاسی افغانستان و آینده‌ی آن در چشم‌انداز روابط بین الملل و جایگاه کشور در میان قدرت‌های منطقه دارد، فاقد ارزش وقت‌گذاری نمایندگان است و گفتگو در مورد آن مستلزم ضیاع وقت شمرده می‌شود؛ پس چه چیزی این اهمیت را دارد که برای نمایندگان بسیار فهیم و فرهیخته و ملی‌گرا و مسؤولیت‌پذیر و مردمی و همیشه حاضر ما تأمل برانگیز است و می‌تواند آنان را به درنگ و طرح سؤال در مورد خود برانگیزد؟ آیا در هفت سال عمر پارلمان پساطالبان، موضوع یا لایحه‌ای به اهمیت امضای توافقنامه‌ی راهبردی با امریکا در این پارلمان مورد پرسش و چالش قرار گرفته است؟ آیا امضای سندی که پر از ابهام و تناقض و همراه با دخالت آشکار امریکا در امور داخلی کشور است، به اندازه‌ی جدال بر سر امتیازات شخصی نمایندگان، که همه ساله موجب تأخیر در تصویب بودجه و سدسازی در برابر اجرای طرح‌ها و پروژه‌های ملی می‌شود؛ مهم نیست؟

با این وجود چه چیزی نمایندگان مردم در مجلس افغانستان را برانگیخت تا با این اقدام نسنجیده و شتاب‌آلود خود، بی‌درنگ و بدون هراس از مسؤولیت‌های تاریخی خویش در قبال مردم افغانستان، امضای پیمان راهبردی با امریکا را تأیید کنند.

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : چهارشنبه 10 خرداد1391
زمان : 9
مزامیر را از قفس رها کن
موضوع : |


مزامیر را از قفس‌‌‌‌ رها کن

 

گلویت

 پروازگاه پرندگان اساطیر است

هنگام که می‌خوانی.

 

ابروانت

بال‌های گشادهی عقابی وحشی

بر بلندای قله‌ی رؤیاهای مردی عاشق.

 

و چشمانت

یک بیت پرندهی دورپرواز

در سپهر جانی شعله‌ور.

*

مزامیر را از قفس‌‌‌‌ رها کن

پیش از آنکه جهان به تمامی

گستره‌ی آواز تاریک جغد شود.

 

خروش چیزی نیست که خراش گلوی تو را بشاید

اینجا که از دیوارهای بلند ناشنوایی

 تنها صدای انفجارهای مهیب را می‌توان عبور داد.

 

سرودی شادمانه در گوش من فروخوان

اینگونه که تو

تنها بازمانده‌ی نسل پیامبران ایمان و امیدی.

*

مزامیر را از قفس‌‌‌‌ رها کن

تا پرندگان اساطیر

آزادی را از گلوی تو آغاز کنند

و یک بیت پرنده‌ی دورپرواز

چونان عقابی وحشی

ابروانت را عاشقانه‌ترین چشم‌انداز کنند.

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : سه شنبه 16 اسفند1390
زمان : 7
نامه‌ی هفتگی بخوان؛ آزمون آزادی بیان
موضوع : | | ادامه مطلب...



نامه‌ی هفتگی بخوان؛ آزمون آزادی بیان

 

 «نامه‌ی هفتگی بخوان» با صاحب امتیازی شجاع حسین محسنی و مدیر مسؤولی سید زکریا راحل و با قلمفرسایی نویسندگانی همچون سید آقا موسوی‌نژاد، حسینی مدنی، نذیر احمد محسنی، سید علی راحل، سید علی حسینی (احسان)، علی اکبر عماد، مهدی غزنوی و مریم غزنوی، تنها تا ۳۸ شماره توفیق انتشار یافت.

 «بخوان» نشریه‌ای مستقل و غیر وابسته بود و با هزینه‌ی شخصی گردانندگان آن منتشر می‌شد و دقیقا به همین دلیل که به سازمانی، حزبی، سفارتخانه‌ای، مافیایی، کسی و کشوری وابسته نبود؛ می‌توانست همه‌ی آن‌هایی را که برای این سرزمین و حتا برای همه‌ی دنیای ما چالش آفریده‌اند؛ به چالش بکشد. به همین جهت حق «بخوان» بود که با تهدید و ارعاب و هشدار و به صدا در آمدن همزمان زنگ‌های خطر از سوی همه‌ی مرزبانان دروغ و دنائت، بر سر جای خود نشانده شود.

 «بخوان» نشریه‌ای نیرومند و تأثیرگذار بود. این را از آنجا می‌گویم که انتشار آن تا ۳۸ شماره، مایه‌ی هول و هراس همه‌ی قدرتمندانی شد که کرسی آزادی بیان را تنها برای کسانی خالی گذاشته‌اند که چیزی برای بیان کردن ندارند: نشریات زرد!

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : پنجشنبه 20 بهمن1390
زمان : 10
روسیه در پناه ایران؛ یا ایران در پناه روسیه؟
موضوع : | | ادامه مطلب...



روسیه در پناه ایران؛ یا ایران در پناه روسیه؟

 

بعد از فروپاشی دولت عثمانی در جنگ جهانی اول و تشکیل دولت اسرائیل از دهه‌ی ۱۹۵۰ تاکنون، غالب دولت‌های خاور میانه‌ای و به ویژه مصر و تونس، تأمین کننده‌ی منافع و سیاست‌های آمریکا و غرب بوده و در این مدت، اوضاع سیاسی در این منطقه‌ی بسیار مهم و حیاط خلوت حیاتی غرب، که گرانیگاه ذخایر انرژی و گذرگاه استراتژیک منافع قدرت‌های غربی به شمار می‌رود؛ به ضرر اعراب و مسلمانان بوده است؛ اما اکنون و به دنبال بیداری اسلامی در خاور میانه و شمال آفریقا، این توازن، در حال فروپاشی است و بیلانس استراتژیک در این منطقه را به زیان اسرائیل و آمریکا دگرگون کرده است. پرواضح است که در صحنه‌ی بین المللی هرکدام از قدرت‌هایی مثل روسیه، چین و ایران به تناسب جایگاه و وزنه‌ی بین المللی خود، با استفاده از این فرصت، در پی شناسایی و شکار منافع استراتژیک خود هستند. در این مجال که امکان بررسی جایگاه هرکدام از این قدرت‌ها در معادلات منطقه‌ای خاور میانه وجود ندارد؛ تنها با نگاهی به هم‌آغوشی سیاسی ایران و روسیه بسنده می‌کنیم.

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : یکشنبه 2 بهمن1390
زمان : 15
انسان
موضوع : |


12.00

انسان

 

از کنار یکدیگر می‌گذریم با دیواری در میان و لبخندی بر لب:

سلام!

از کنار یکدیگر می‌گذریم با کوهی در میان و لبخندی بر لب:

بدرود!

***

انسان، مرز درون خویش است

کوهواره‌ای رازناک:

آکنده از هزار نیمه‌ی پنهان

آتشفشانی خاموش:

لبریز از شعله‌های درون

***

از کنار یکدیگر می‌گذریم: سلام!

از کنار یکدیگر می‌گذریم: بدرود!

با لبخندی بر لب و اندوه‌هایی در درون

از کنار یکدیگر می‌گذریم

کوهی در میان.

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : پنجشنبه 29 دی1390
زمان : 16
سوریه؛ مدیریت بیرونی بحران درونی
موضوع : | | ادامه مطلب...



سوریه؛ مدیریت بیرونی بحران درونی


سوریه همانند تمامی کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا، قلم‌رو نظام سیاسی اقتدارگراست و مردم این کشور، در مدت حاکمیت چنددهه‌ای خاندان اسد، فشارهای امنیتی سنگینی را تحمل کرده‌اند. این درحالی است که جهان در قرن ۲۱ تجربه‌های زیاد و قابل توجهی از حاکمیت نظام‌های مردم‌سالار را پذیرفته و به حکومت‌های اقتدارگرا با رویکرد دیکتاتوری میلیتاریستی، نمی‌توانند روی خوشی نشان دهند؛ با این وجود، پرسش این است که آیا آنچه در سوریه جریان دارد، اعتراضات دموکراسی‌طلبانه‌ی مردمانی است که دیگر حاضر به قبول سلطه و سیطره‌ی نظام اقتدارگرایی همانند ریاست جمهوری بشار اسد نیستند؟

پاسخ این پرسش را در مراحل بعدی این نوشتار مورد بازکاوی و واشکافی قرار خواهیم داد؛ اما در اینجا توجه به یک نکته‌ی بسیار مهم در باب تحولات سوریه حایز اهمیت فراوان است؛ و آن اینکه نباید فراموش کنیم که شورش‌ها در سوریه دارای دو بُعد ناهمگون و ناهمخون است: از این دو یکی بُعد بیداری و مبارزه‌ی ضد دیکتاتوری است که همزمان با سایر خیزش‌های عربی، در سوریه نیز تب و تاب جدی و غیر قابل بازگشت به آرامش پیش از توفان در این کشور را از سر می‌گذراند. چیزی که حتا نظام‌های حامی سوریه، همانند جمهوری اسلامی ایران، آن را پذیرفته است و رژیم اسد را تشویق به ایجاد اصلاحات در ساختار سیاسی کشور کرده؛ وخود بشار اسد نیز دریافته است که ادامه‌ی حیات سیاسی او به عنوان رئیس جمهور سوریه و نیز نقش‌آفرینی وی در روزگار پس از برکناری یا کناره گیری از قدرت، وابسته به اصلاحاتی است که بایستی در چگونگی مدیریت سیاسی سوریه ایجاد نماید.

نگاه به تحولات جاری در سوریه از این منظر، ریشه‌های آن را به الگوگیری از سایر قیام‌ها و انقلاب‌های عربی در کشورهایی همچون تونس، مصر، لیبی، بحرین و یمن ـ که غالبا سرنوشت استراتژیک و ژئوپولیتیک مشترک با سوریه دارند ـ برمی‌گرداند. به بیان دیگر، وقوع انقلاب‌های گسترده‌ی مردمی در کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا و به برگ و بار رسیدن بخشی از این خیزش‌ها با سقوط حاکمان مستبد و غیر مردمی آن‌ها، حس بیداری سیاسی در مردم این کشور و الزاما با شورش‌گری در برابر نظام حاکم بر سوریه را نیز برانگیخته و مردم را برای عرضه‌ی مطالبات مدنی و سیاسی خود به میدان مبارزات سیاسی همراه با خشونت کشانده است.

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : یکشنبه 11 دی1390
زمان : 14
بن دوم؛ بن‌مایه‌های تکراری
موضوع : | | ادامه مطلب...



بن دوم؛ بن‌مایه‌های تکراری


اجلاس دوم بن در فاصله‌ی ده ساله از اجلاس اول آن، در شرایطی برگزار شد که افغانستان ده سال تجربه‌ی حکومت‌داری برآمده از اجماع و توافق جهانی در نشست بن اول را پشت سر گذاشته و در حوزه‌ی مدیریت کلان سیاسی، امنیتی و اقتصادی کشور، تجارب ناموفقی را به عنوان برآیندهای ساختار سیاسی برآمده از نشست بن اول، در دومین اجلاس آن پیشکش کرد.

از این جهت آنچه در بن دوم مهم و تأمل برانگیز است این است که نتایج بن اول که آمیزه‌ای از شکست‌های سنگین و پیروزی‌های اندک در مدیریت کلان افغانستان است، مورد آسیب‌شناسی شرکت کنندگان بین المللی این اجلاس قرار نگرفت. اینکه چرا «فرودهای» راه ده ساله‌ی حکومت‌داری در افغانستان، بیشتر از «فرازهای» آن بوده است و بریده از تعارفات متعارف در تعاملات تشریفاتی سیاسی، چه راهکاری برای جلوگیری از تکرار دوباره و چندباره‌ی این «فرود‌ها» وجود دارد، عزم جدی عمومی در کلیت فضای اجلاس وجود نداشت. ظاهرا جامعه‌ی جهانی، برخلاف انتظارات مردم و سیاست‌ورزان افغانستان، در پی آن نیستند که افغانستان به ثبات و پیشرفتی دست یابد که نتیجه‌ی قطعی و الزامی آن خروج جهان از افغانستان و واگذاری این سرزمین به نیروهای سیاسی و امنیتی داخلی است. با این حساب، بن دوم تنها نمایش سیاسی و رسانه‌ای همگرایی جهانی برای افغانستان بود؛ یعنی‌‌‌‌ همان چیزی که دقیقا گام به گام با خواست‌ها و منافع جهانی از حضور در افغانستان دنبال می‌شود و در این می‌ان، چیزی به نام منافع افغانستان و نیازهای این کشور به بازسازی و امنیت، نه در دستور کار جدی کشورهای حامی دولت به رهبری حامد کرزی قرار دارد و نه دولت افغانستان در ده سال گذشته، دستاورد چشمگیر و قابل توجهی برای ارائه به این نشست داشته است تا مایه‌ی دلگرمی این کشور‌ها برای ادامه‌ی حمایت مؤثر از افغانستان شود. اگرچه از این حقیقت نیز نمی‌توان چشم پوشید که بخش عمده‌ی ناکامی و ناتوانی‌های دولت محصول بن اول در افغانستان، برخاسته از سیاست‌های چندگانه و ناهماهنگی‌های غیر صادقانه‌ی جامعه‌ی جهانی برای حمایت از افغانستان در تمامی حوزه‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی بوده است.

نویسنده : سـید زکر یـا راحـل
تاریخ : شنبه 19 آذر1390
زمان : 10
:: عاشورا؛ مبنا و معنای حیات
:: بندگی و سبک‌باری
:: زبان خانه‌ی وجود نیست
:: از سر پیمان گذشت بر سر پیمانه شد!
:: مزامیر را از قفس رها کن
:: نامه‌ی هفتگی بخوان؛ آزمون آزادی بیان
:: روسیه در پناه ایران؛ یا ایران در پناه روسیه؟
:: انسان
:: سوریه؛ مدیریت بیرونی بحران درونی
:: بن دوم؛ بن‌مایه‌های تکراری
:: عاشورا؛ مبنا و معنای حیات
:: سیاست علوی؛ آرمان­شهر عینی اسطوره‌های انتزاعی
:: لیبیای پساقذافی
:: سقوط سرمایه‌داری لیبرال در گرداب وال‌استریت
:: مواد مخدر؛‌ ابزار هژمونی آمریکا




 

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب